الشيخ محمد علي الگرامي القمي

24

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

« . . . وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكُ يَاْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْباً » آيهء 79 ، كهف . در عقب اين بيچارگان حاكمى است كه تمام كشتىها را به غصب مىربايد . « ملكه سبا » كه خود بر يمن حكومت دارد و بر خوى همگنان خويش آگاه است مىگويد : « قالَت انَّ اْلمُلوُكَ اذا دَخَلوُا قَرْيَةً افْسَدُوها . . . » آيهء 34 ، نمل . همين كه سلاطين به ديارى وارد شوند آنجا را فاسد مىسازند . مجموع اين آيات « 1 » به خوبى نظر اسلام را دربارهء قدرتمندان اجتماع‌هاى بشرى كه چشمگير هستند مىرساند روحانيون غير عامل ، به خاطر جمع اموال غير مشروع و براى تقرّب به ثروتمندان ، حقايق را زير پا مىگذارند . حكومتهاى فاسد با دست ثروتمندان روى كار مىآيند ، و بالأخره به تعبير قرآن كريم همه فساد اجتماع و زير بناى ويرانى ممالك از نعمتهاى سرشار مترفين و متنعّمان است . و راستى در آن عصر جاهليّت چه تحليل لطيف و دقيقى فرموده است . اساس بدبختى و سقوط كشورها ثروت‌هاى به انحصار در آمدهء مترفين است . و به تعبير برخى روايات علاقهء به دنيااساس همهء

--> ( 1 ) - آيات مربوط به كوبيدن اشراف اعم از مالكين و زمامداران و روحانيون غيرعامل بسيار است و اگر فيش گرفته شود در خور كتابى بى قطور خواهد بود .